خَیرُ الناسِ مَن نَفَعَ النّاس؛
بهترین مردم کسی است که نفع رساننده مردم باشد.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 450 ، ح 10352
ادامه مطلب
خَیرُ الناسِ مَن نَفَعَ النّاس؛
بهترین مردم کسی است که نفع رساننده مردم باشد.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 450 ، ح 10352
اَعظَمُ الناسِ قَدراً مَن تَرَکَ مالاً یَعنِیه؛
ارجمندترین مردم کسى است که آن چه را که برایش سودى ندارد رها کند.
من لا یحضره الفقیه ج 4 ، ص 395 - الامالى(صدوق) ص 21
الأجَلُ حِصْنٌ حَصِينٌ .
اجل ، دژى استوار است.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص161 ، ح 3111 - شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ج1 ، ص133 ، ح494
لا شيءَ أصدقُ مِن الأجلِ .
چيزى راستتر از اجل (مرگ) نيست.
شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ج6 ، ص382 ، ح10648
نِعْمَ الدَّواءُ الأجلُ .
خوب دارويى است اجل.
شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ج6 ، ص160 ، ح9905
نَفَس المَرءِ خُطاهُ إلى أجَلِهِ .
نَفَسهاى آدمى گامهاى او به سوى مرگ است.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص480 ، حکمت 74
عَجِبتُ لِمَن یَری أنَّه یَنقُصُ کُلَّ یَوم فی نَفسِهِ وَ عُمُرِهِ وَ هو لا یَتاهَّبُ لِلمَوتِ.
در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شوذ، امّا برای مرگ آماده نمی شود.
شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالحکم ج4 ، ص336 ح6253 - تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص163 ، ح3156
خَلَقَ الآجالَ فأطالَها و قَصَّرَها ، و قدَّمَها و أخَّرَها ، و وصَلَ بالموتِ أسبابَها .
[خداوند ،] اجلها (مدت عمرها) را مشخص ساخته، برخى را كوتاه و برخى را دراز گردانيد وپارهاى را پس وبرخى را پيش انداخت و عوامل آنها را به مرگ ، پيوند داد (موجبات به سرآمدن اجل را فراهم آورد).
نهج البلاغه (صبحی صالح)ص134 ، خطبه 91
أبلَغُ العِظاتِ الاعتِبارُ بِمَصارِعِ الأمواتِ؛
رساترين پندها، عبرت گرفتن از آرامگاه هاى مردگان است.
شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ج2 ، ص423